الملا فتح الله الكاشاني

176

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

لبيك لا شريك لك الا شريكا هو لك تملكه و ملك حقتعالى بجهة رد اينقول انزال اين آيه فرموده و در عين المعانى و بعضى ديگر از تفاسير هست كه چون حضرت رسالت ( ص ) اين آيه بر صناديد قريش خواند همه متفق الكلمه گفتند كلا و اللَّه لا يكون ذلك ابدا حاشا كه هرگز اين نتواند بود آن حضرت فرمود كه شما بندگان خود را در مال خود شريك نمىسازيد پس چگونه آفريدگان را كه بندگان خدايند در ملك او شريك مىسازيد * ( كَذلِكَ ) * مانند اين تفصيل * ( نُفَصِّلُ الآياتِ ) * تفصيل مىكنيم و مبين مىسازيم دلايل وحدت خود را * ( لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ) * براى گروهى كه عقل خود را در تدبر امثال كار فرمايند چه تمثيل كاشف معانى و موضح آن است از براى اهل دانش چه آن بمنزلهء تصوير و تشكيك است براى معانى اما جاهلان و ظالمان از حقيقت اين سخنان بيخبرند كما قال اللَّه تعالى * ( بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ) * بلكه پيروى مىكنند آنان كه * ( ظَلَمُوا ) * ستم كردند بر خود يعنى مشرك شدند كقوله إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ * ( أَهْواءَهُمْ ) * آرزوهاى نفس خود را * ( بِغَيْرِ عِلْمٍ ) * در حالتى كه بيدار نشند و نادان چه دانا اگر پيروى هواى خود كند غالب آن است كه علم او وى را از آن باز دارد بخلاف جاهل كه هيچ چيز صارف و مانع او نميشود از اتباع هواى نفس * ( فَمَنْ يَهْدِي ) * پس كيست كه راه نمايد * ( مَنْ أَضَلَّ اللَّه ) * آن را كه فرو گذاشت خدا او را و بسبب خذلان و منع لطف و توفيق گمراه شد يعنى كسى كه علم حقتعالى تعلق گرفته باشد كه لطف و توفيق او را هدايت نميدهد بجهة عناد و جحود و رسوخ كفر او با وجود مشاهدهء آيات هاديه و حجج واضحه و ازاحهء علت و نصب ادله و بسبب آن حقتعالى تخليهء آن كرده باشد و او را در وادى خذلان فرو گذاشته هيچكس او را به راه راست ندارد و از ضلالت مهلكه بهدايت منجيه نرساند و يا كسى كه خدا او را در آخرت از طريق جنت بگرداند به جهت كفر و شرك او هيچ كس او را به آن راه نتواند نمود و ابو مسلم فرموده كه هذا من قولهم اضل فلان بعره بمعنى ضل بعيره عنه يعنى كسى كه از راه و طريقه حق برگردد و پيروى آن نكند و طريق ضلالت را بر آن اختيار كند با وجود ظهور آيات و وضوح حجج داله بر حقيت آن هيچكس او را هدايت نتواند داد * ( وَما لَهُمْ ) * و نيست مر مشركان گمراه را * ( مِنْ ناصِرِينَ ) * ياران و هواداران كه ايشان را از ضلالت برهاند و حفظ ايشان نمايد از آفات لازمهء كه عقوبات دنيا و آخرت است و اين دليل است بر آنكه مراد باضلال خذلان است و چون دانستى اى محمد ( ص ) كه مشركان از ضلالت بهدايت مهتدى نميشوند و در وادى غوايت خود مصر و راسخند * ( فَأَقِمْ وَجْهَكَ ) * پس راست گردان روى خود را * ( لِلدِّينِ ) * براى دين حق يعنى بر جادهء دين اسلام